null

 

مصاحبه ها

عمری: هر شب با یک نان زندگی می‌کردم / با سختی به هدفم رسیدم

محمد عمری، ستاره جوان پرسپولیس، در مورد روزهای دشوار دوران کودکی و نوجوانی خود صحبت کرد.

محمد عمری در سال‌های اخیر پای ثابت رختکن این تیم بود و به جز یک دوره کوتاه گذراندن خدمت سربازی در ترکیب ملوان، همیشه برای پرسپولیس بازی کرده است. او در اولین مسابقه فصل جدید برابر شمس‌آذر به موفق به گلزنی شدع و فصل جدید را در شرایط خوبی آغاز کرد. البته محمد عمری در یک ماه اخیر و به علت مصدومیت از ترکیب پرسپولیس دور بوده و حالا در تلاش برای بازگشت دوباره به شرایط مسابقه است. محمد عمری شب گذشته در تلویزیون باشگاه پرسپولیس حضور پیدا کرد و در جریان یک مصاحبه، از روزهای دشوار دوران کودکی خود و یک مسیر صعب‌العبور، برای تبدیل شدن به یک بازیکن حرفه ای صحبت کرد.

محمد عمری گفت: ما در روستای خودمان بازی می‌کردیم. همه به من می‌گفتند برو تست بده، اما من تا به حال از روستا خارج نشده بودم و می‌ترسیدم که به تهران بیایم. اما منزل خواهرم در شهر کرج بود. ما در روستای مرگور در یک جایی نزدیک به مرز در ارومیه زندگی می‌کردیم که یک منطقه بسیار محروم بود و هیچ امکاناتی نداشت. اما به خانه خواهرم آمدم و آنجا رفتیم و تست دادیم. من خیلی استرس داشتم، زیرا هیچ کسی را نمی‌شناختم و از خواهرم خواهش کردم که با من بیاید. وقتی بار اول به پارک رفتم، هیچکس جواب سلام ما را نمی‌داد و پیش خودم گفتم عجب جایی آمدم. قشنگ در خاطرم هست که شورت ورزشی من آرم اسپانیا بود و من این لباس را بعد از انتخاب شدن به عنوان بهترین بازیکن روستا، به عنوان جایزه گرفته بودم.

جوراب من طرح رئال مادرید بود و لباس بالاتنه من هم یک تیم دیگر بود. در واقع سه تیم مختلف پوشیده بودم، اما بالاخره رفتم تست دادم و فکر می‌کنم که طی ۱۰ دقیقه دو یا سه گل به ثمر رساندم و آنجا به خودم گفتم که تمام شد و فوتبالیست شدم. اما آنجا یک تیم حوزه جنوب غرب بود و پایین ترین سطح فوتبال تهران محسوب می‌شد. بعد از دو سه سال دیدم که اینجا دیده نمی‌شوم و به دردم نمی‌خورد.

همچنین دیگر برایم دشوار بود که در خانه خواهرم زندگی کنم و به همین دلیل کوله‌پشتی خود را روی دوشم انداختم و به تهران آمدم. اینجا در یک تیم لیگ یکی تست دادم و واقعا هیچی نداشتم. صادقانه شب خود را تنها با خوردن یک نان بربری صبح می‌کردم. واقعاً دروغ نیست و واقعیت را می‌گویم. اما در پایان می‌خواهم بگویم خدا را شکر که الان اینجا هستم و هر کسی اگر برای رسیدن به آرزوی خود تلاش کند، به هدفش می‌رسد.

اشتراک
مطلع شدن
guest
2 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
امیر

آقای بازیکن سختی کشیده چندمین باره قصه پرغصه شما رو شنیدیم کاش قدردان باشگاه و کسانیکه برات پله شدن و به اینجا رسیدی هم باشی! ماجرای لجبازی برای رفتن به سربازی و نبستن قرارداد جدید رو همه به خاطر دارند! و البته کاش کمی از خودخواهی ات تو زمین هم کم بشه و به فکر نتیجه پايان بازی باشی نه گل زدن خودت!
روزی که شماها کمتر تو رسانه و مجازی باشید و متمرکز به کار و تمرین اون روز پرسپولیس قهرمان خواهد بود! کاش همتون تعصب مجتبی محرمی و شخصیت مهدوی کیا و پشتکار علی دایی رو داشتین!

محمدرضا

ماجرای تک روی کردنش درسته ولی تو معلومه خیلی ماله کش مدیرا هستی ماجرای سربازی رفتنش کاملا خودخواهی درویش عوضی بود و کار خوبی هم کرد با یه نیم فصل دردسر سربازیش رو برای همیشه حل کرد